من اظهارات کارشناسی رو نگه داشتم بعد از
دوتا بازی یه جا ابراز کنم!
بازی اول : ساعت ۲ صبح به وقت ما!
همراه دوستان با صورت رنگ کرده و هیجان زده
مکان:کافه ایتالیایی
نتیجه :باخت الکی و من که مجبور شدم قرص
بخورم تا تپش قلبم آروم بشه و ۴ صبح بتونم
بخوابم!
بازی دوم: همزمان با تولد آیدا ساعت ۱۱ شب
مکان: باز هم کافه ایتالیایی (ما برای برگزاری هر جور
مراسمی از قبیل تولد٬ فوتبال و... میریم کافه ایتالیایی!)
صورت ها کماکان مزین به پرچم سبز و سفید و سرخ
نتیجه:باخت نه چندان الکی و عود شبه میگرن من
بعد از نیمهء اول و درد عصبی نیمهء چپ بدن بعد
از نیمهء دوم!
(بگذریم که بعد از باخت باز هم دسته جمعی پرچم
به دست عکس گرفتیم!)
نتیجهء کلی:بازی های آینده باز هم من پرچم نشان
در صف اول مشوقین داد خواهم زد:
ایران
(مهم نیست بعدش چه اتفاقی برام می افته!)
***************************
پ ن:من هنوز سر دردم...
پ ن۲ :معلوم شد وطن پرستی من بیشتر از
علاقه ام به فیگو هست!
خوب این آخر هفته ای که گذشت ما یعنی من و همسفر
و اینا یعنی آیدا و آرش و اینای* دیگه (ستاره اش یعنی که
اینای دیگه وبلاگ ندارند!) طی یک حرکت انقلابی واسه
سه روز رفتیم سیدنی که مبادا سیدنی ندیده از دنیا
تشریف ببریم!
همه چیز خوب بود و خوش گذشت و همه جاهایی که
باید می دیدیم تا زیارتمون قبول باشه رو هم دیدیم
از جمله دارلینگ هاربر و اپرا هاوس و هاربر بریج و...
هتلمون هم باحال بود ودیدنی! البته از تمام دیدنی های
هتل نمی تونم بنویسم چون نمی خوام ریتینگ اینجا
بالا بره!!
حالا از نزدیک که دیدمتون واستون تعریف می کنم!![]()
دو روز اول هوا همچین سرد و سوزناک بود ولی نیمه
آفتابی که اون جور که ژرفا گفته ظاهراً سردترین روزای
سیدنی بوده و روز آخری هم بارون اومد که باز هم به
نقل از ژرفا هنوز ادامه داره...
خلاصه که سیدنی خوش گذشت و جای شما خالی
این هم یکی از دیدنی های سیدنی که عکسش
رو این پایین می ذارم
این ساعت ایستگاهCircular Quay هست که جهت
ایجاد خلاقیت ذهنی برای مسافران فاقد عقربه
می باشد!![]()

*******************************************
پ ن۱:تو آکواریوم یکی از این عکسای حملهء کوسه
به قایق گرفتیم که به دلایل امنیتی نمی تونم
بذارمش اینجا که بخندین!(می تونین از خلاقیت
ذهنیتون استفاده کنید!)
پ ن۲:چقدر این وبلاگ خط قرمز داشت و ما خبر
نداشتیم!
قمار سرگرمی مورد علاقهء من نیست و کازینو
هم به لحاظ مکانی برای من جذابیت نداره
ولی خوب اگر غربت نشین باشی و اهل شبگردی
به هر حال گذرت به کازینو خواهد افتاد! نه به
خاطر اینکه کازینو مکان ممنوعه است بلکه
به این خاطر که در غربت هیچ جا نیست که تا
بوق سگ باز باشه هر وقت شب که هوس
کردی پاشی بری آب انار یا شیر نارگیل
یا بستنی بخوری و همهء چراغا روشن باشه
و شلوغ باشه و کلی آدم ببینی انگار نه
انگار که نصفه شبه ..
کازینو جایی که تا صبح بازه و روشنه و شلوغه
برای همین گه گاهی شب تعطیل گذرمون بهش
می افته!
من که اهل بازی نیستم حتی ازهمون پاسور ساده
هم که ملت تو خونه دور هم بازی می کنند عاجزم!
برای همین سعی می کنم قابلیت های دیگر
کازینو رو کشف کنم!
اگر به آدم ها دقت کنی می فهمی که دو دسته
هستند یه دسته مثل خود ما صرفاً گذرشون به کازینو
افتاده و نهایت یه مقدار می بازند یا می برند و میرن
اما دستهء دوم که معمولاً الکل زیادی خوردند و با حالتی
بیمار گونه از این میز به اون میز میرن و در نهایت بازنده
از کازینو خارج میشن اما به زودی زود به کازینو برمی گردند
و اما کازینو کاربرد های دیگه ای هم داره!
مثلاً وقتی گارد جلوی در بهت گیر میده که یه آی دی کارد
نشون بده که معلوم شه ۱۸ سالت شده کلی قند تو
دلت آب میشه !
مثلاً می تونی کارت عضویت بگیری و با اون کارت سه تا
نوشیدنی گرم یا سرد غیر الکلی بخوری!(در هر ۲۴ ساعت)
یا می تونی از این کارت های کینو و مداد کوچولو ها برداری
و نقاشی بکشی یا حتی وبلاگ بنویسی!
و یه کارکرد دیگه که من تازه کشفش کردم اینه که
چون کار خاصی نداری که انجام بدی و وقت
هم زیاد داری و از این میز بلندای کوچولو هم زیاده
در نتیجه کازینو بهترین مکان برای فرنچ کردن ناخن
هم هست!![]()
میگین نه؟ امتحان کنید...
*************************************
پ ن۱:بماند که مدتی همسرجان به یاری داداش کوچیکه
بعد از کلی تلاش به من ریم یاد دادن که البته الان
فراموشش کردم!![]()
پ ن۲:آنالیز رو حال کردید؟