سکانس اول(کلهءسحر ــ کتابخانه ــ داخلی)
صبح سحر می رسم دانشگاه٬ تنها در باز پشتش نوشته
کتابخانه!
می روم تو و یکی از کامپیوترها را روشن میکنم...
میل های دانشگاه را یکی یکی چک می کنم٬ هیچ چیز
تازه ای نیست! مثل همیشه...
موس روی یکی از عنوان ها مکث می کند ٬ من هم!
یک وارنینگ درشت و قرمز...
روی پاکت جلوی عنوان کلیک می کنم و با کنجکاوی به
جلو خم می شوم تا ببینم...
"با توجه به گرمای هوا در چند هفتهء اخیر و خشکی
بی سابقه در کویینزلند حیات وحش با مشکل بی آبی
روبرو بوده است!!!
و با توجه به باران های چند روز اخیر و باز هم با توجه به
اینکه جنگل های اطراف دانشگاه زیستگاه طبیعی حیات
وحش از جمله مار قهوه ای ( توی پرانتز (بسیار سمی
می باشد!!) !؟) می باشد.مارهای عزیز برای نوشیدن
آب از زیر زمین به بالا تشریف آورده اند٬ لذا دانشجویان
عزیز در کوره راه های جنگلی که به دانشکده شان ختم
می شوند از خود مراقبت های لازم را به عمل بیاورند
و از هر گونه سیخ زدن به این موجودات خودداری نمایند!!!
با تشکر
واحد حراست دانشگاه جنگلی!
پ ن:در صورت گزیدگی به درمانگاه دانشگاه واقع در
ساختمان ام طبقهء دوم مراجعه فرمایید!!!
سکانس دوم(ظهر ــ کافی شاپ ــ خارجی)
من و "یوکی" همینطور مشغول بحث در مورد اوریگامی*
هستیم به طرف صندلی های کافی شاپ می رویم که
به صورت ناگهانی "تای" کوله پشتی من را می کشد و
متعاقب آن من هم به عقب کشیده می شوم!
جلوی پایم را که نگاه می کنم می بینم که یک عدد
وارانوس وریوس از خاندان اصیل اوداتریا (بخوانید مارمولک
یک متری!) زیر آفتاب دراز کشیده و هرچند این ساکن قدیمی
جنگل های اطراف دانشگاه بی آزار و تنبل می باشد ولی
معلوم نیست در صورت لگد شدن چه عکس العملی نشان
خواهد داد!؟
سکانس سوم( بعد از ظهر ــ کوره راهی که لب را به ساختمان
اصلی متصل می کند ـــ خارجی)
به خانه بر می گردیم تا به سلامتی این تور" یک روز هیجان
انگیز با خزندگان استرالیا" را به پایان ببریم!
لیندا مشغول شرح دادن چگونگی پیدا کردن یک خانهء یک
خوابه است که من متوجهء چیزی می شوم که صبح که از
اینجا می گذشتیم وجود نداشت!!
یک تار لوکس چند خوابه و مجلل که در فاصلهء بین دو
درختچهء دو طرف راه بنا شده و گولدن ارب اسپایدری
(بخوانید عنکبوت عظیم!!)که در لابی آن نشسته و به ما
لبخند می زند!
خیلی به تار نزدیک شده ایم٬ فرصت می کنیم خم شویم
و جیغ زنان از زیر تار بگذریم!
سکانس آخر( خانه ــ داخلی)
نمی دانم بخندم یا گریه کنم! کمی فکر می کنم و
وبلاگ می نویسم!!!
********************************
*: این کلمه حرف بی تربیتی نیست! به هنر درست
کردن جانوران و اشیاء با کاغذ اوریگامی می گویند.
پ ن: اتفاقات بالا کاملا حقیقی بوده و ربطی به خیال
-پردازی های من ندارد!