تبليغاتX
جزیره نشین
ریشه ها!
 

من همین الان فهمیدم(اینجا) که دفعه قبلی که به دنیا اومده بودم٬ دختر

بودم با موها و چشمای تیره٬ زمان تولدم  سال ۱۲۵۰ بوده !

یه جایی تو آمریکای لاتین٬ کیمیاگرـ جادوگر بودم !

حالا می فهمم چرا این همه النگو و گوشواره و گردنبند همیشه از من

آویزونه!

حالا می فهمم که این اکسنت مکزیکی ـ کلمبیایی ٬ وقتی انگلیسی

صحبت می کنم از کجا اومده!؟

و اینکه چرا آپاچی دختر خاله/ عموی منه! و کلاً تمام اون چیزهای عجیب

غریبی که هیچ توضیحی واسش نداشتم الان مثل روز روشنه...

شکلات و قهوه و فلفل قرمز و هالوپینا...

*********************************

پ ن ۱: درس و مشق تعطیله...

پ ن۲:فکر کنم امروز صبح بز سفالی آقای فاکس تل رو گاز گرفت٬ چون

 آقاهه من رو صدا کرد و گفت میشه این رو از دم دست من برداری!؟

   

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 10:32 توسط پاییز |